تبليغاتX
آموزش موفقيت در اينترنت!
ارائه تکنیک‌های بازاريابی به زبان ساده

با سلام،

خدا را شاکرم که شانسی دوباره به من داد و فرصتی را پيش آورد که بتوانم قسمت آخر اين سری مقالات را برای هموطنان عزيزم بنويسم. از اينکه دوباره برای شما عزيزان می‌نويسم خرسندم! بپردازيم به ادامه اين سری از مقالات

از چه کلماتی نبايد استفاده کنيد: بخريد، قرارداد، بد، مرگ، مردن، باختن، سخت، نگران، ماليات، اشتباه، فروش، معامله، خراب، شکست، مسئوليت، بدهی، هزينه، خرج، وظيفه، تصميم

اين کلمات کلماتی هستند که احساس بدی به مشتری می‌دهند. ناخودآگاهی انسان نسبت به اين کلمات عکس‌العمل منفی نشان می‌دهد! تا جايی که ممکن است از اين کلمات استفاده نکنيد ولی اين تاکيد نبايد دست و بال شما را ببندد! از اين کلمات می‌توانيد در قسمت‌هايی از آگهی که در مورد رقيبان مشتری بالقوه شما است يا واقعيت‌هايی که سهل‌انگاريهای ديگران (مثلا دولت‌ها) به سر شرکت‌ها آورده است استفاده کنيد. در ضمن در تيتر آگهی می‌توانيد از ترس خواننده استفاده کنيد. مثلا بنويسيد "10 اشتباه خطرناکی که ديگر نبايد انجام دهيد!"

بعد از نوشتن آگهی: هرگز بعد از نوشتن آگهی آن را منتشر نکنيد. آن را بارها و بارها با صدای بلند بخوانيد. بعد اين سوالات را از خود بپرسيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 17:28  توسط دوست بازارياب شما!  | 

دوستان عزيز سلام.

تا عيد ايرانم و سعی خواهم کرد در اين مدت مقالات جديدی پست کنم. از اينکه با نظرات و آف های خود مرا مورد لطف قرار داده‌ايد صميمانه متشکرم.

در مطلب بعدی قسمت پنجم (آخر) سری مقالات "چگونه يك آگهی خوب بنويسيم و يك فروش موفق را تجربه كنيم!" را خواهم نوشت. ولی دوست دارم بدانم از کل مقالات وبلاگ کدام مقاله يا سری مقالات توجه شما را بيشتر جذب کرده است؟ هر مقاله‌ای بيشتر طرفدار داشته باشد مقالات بعدی نيز در مسير همان مقاله خواهد بود. لطفا در قسمت نظرات اين پست نظر خود را ثبت کنيد.

با تشکرات فراوان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 1:39  توسط دوست بازارياب شما!  | 

با سلام،

به فكر آسايش مشتری باشيد: هميشه به ياد داشته باشيد، كاربران اينترنت ارزش زمان را می‌دانند. تا آنجائی كه ممكن است پروسه سفارش محصول را راحت و راحت‌تر كنيد تا آنها با كمترين كار، سفارش خود را به ثبت برسانند. فرم سفارش را در چند فيلد خلاصه كنيد. اگر فرم سفارش شما فيلدهای زيادی برای پر كردن داشته باشد به همان اندازه نتيجه كمتری خواهيد گرفت. دو فروشنده را در نظر بگيريد كه محصول مشابه می‌فروشند، متن و تيتر آگهی آنها نيز كپی همديگر است ولی فرم سفارش آنها با همديگر متفاوت است. آن كسی بيشتر خواهد فروخت كه فرم سفارشش فيلد كمتری برای پر كردن دارد.

قدرت تصور مشتری بالقوه را به كار بگيريد: بايد متن آگهی خود را طوری بنويسيد كه خواننده آن بتواند به كمك متن آگهی، خود را در شرايط بهتری تصور كند. اگر از قدرت تصور او استفاده نكنيد او سفارش محصول را منوط به تفكر بيشتر در فرصتی ديگر خواهد كرد و اين يعنی فراموش كردن آگهی شما و عدم سفارش!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 15:31  توسط دوست بازارياب شما!  | 

با سلام،

تيترهای عددی: استفاده از اعداد در نوشتن تيتر تاثير خوبی در جلب توجه خواننده دارد. ولی بايد توجه داشته باشيد كه نوشتن چنين تيترهائی به شگرد خاصی نيازمند است و آن اين است كه يك عدد را چندين بار در تيتر تكرار كنيد. مثلا: ۲ دی‌وی‌دی سرشار از بازی، فقط ۲ هزار تومان! يك تيتر خوب برای نوشتن آگهی فروش دی‌وی‌دی. توجه داشته باشيد كه استفاده از اعداد ما را در كوتاه كردن تيتر كمك می‌كند و شما می‌توانيد از اين شيوه در تلگرافی كردن تيترهای خود كمك بگيريد.

گارانتی عودت را حتما در تيتر به اطلاع خواننده برسانيد. گارانتی عودت، به اندازه‌ای ارزشمند است كه شما حتی می‌توانيد تيتر را به اين گارانتی اختصاص دهيد. ولی در اين حالت بايد توجه داشته باشيد كه تيترتان گنگ نباشد و هر بازديدكننده‌ای را هدف قرار ندهد بلكه فقط مشتريان بالقوه شما را دعوت به خواندن آگهی كند. در بعضی شرايط شما می‌توانيد يك تيتر خوب برای آگهی خود نوشته و در آخر تيتر داخل پرانتز بنويسيد (با گارانتی عودت)

ويژه و شخصی بنويسيد:  موقع نوشتن آگهی بايد تصور كنيد كه با مشتری بالقوه خود در يك ميز نشسته‌ايد و با او صحبت می‌كنيد. شما در حال صحبت كردن با او هستيد كه محصول خود را به او معرفی كنيد، مزايای آن را شرح دهيد و بالاخره آن را بفروشيد. از كلمه "شما" استفاده كنيد ولی به خاطر داشته باشيد كه متن را برای يك نفر می‌نويسيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 13:14  توسط دوست بازارياب شما!  | 

با سلام،

خوب حالا كه آگهی‌های خوب را پيدا كرديد و با در نظر گرفتن فاكتورها، طرز نوشتن آگهی‌های خوب را ياد گرفتيد، آگهی‌های بد را روی يك صفحه كاغذ نوشته و شروع به اصلاح آنها بكنيد. ببينيد چگونه می‌توانيد آنها را تبديل به آگهی‌های خوب بكنيد. بعد از اصلاح آنها می‌توانيد نوشته خود را در قالب يك فايل به ايميل نويسنده آن بفرستيد. منتظر باشيد و ببينيد چگونه آگهی‌های اصلاح شده توسط شما شروع به جمع‌آوری بازديد كننده بيشتر می‌كنند و از اينكه توانسته‌ايد به هموطن خود در نوشتن آگهی خوب كمك كنيد، لذت ببريد. اشكالات آگهی‌های بد را به صورت خلاصه در پائين آگهی بنويسيد. تيتر يا عكس آگهی جالب توجه نيست. پاراگراف اول قادر نيست خواننده را ترغيب به خواندن ادامه آن بكند. متن آگهی قادر به بيدار كردن حس نياز خفته نيست. پاراگراف آخر قادر به القاء عمل نيست.

نوشتن پاراگراف آخر

در نوشتن پاراگراف آخر (القاء كننده عمل) بايد در نظر داشته باشيد كه اين پاراگراف متنی شبيه به تلگراف دارد. مثلا: می‌خواهيم يك تلگراف به دوست خود بنويسم و به او بگوييم: من فردا ۲۲ ارديبهشت ۸۷ ساعت ۹ صبح به فرودگاه مهرآباد می‌رسم. مرا در فرودگاه ملاقات كن، دوستدار تو بازارياب. حالا اين متن را می‌خواهيم طوری بنويسيم كه با كمترين كلمه منظور خود را برسانيم: مرا فردا ۲۲/۲ ساعت ۹ صبح در فرودگاه مهرآباد ببين. دوستت بازارياب.

حالا فرض كنيم، يك سايت فروش سی‌دی داريم. می‌خواهيم در پاراگراف آخر آگهی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:32  توسط دوست بازارياب شما!  | 

با سلام، در يكی از مقالات قبلی خودم گفته بودم كه در خارج از كشور به نويسندگان آگهی‌های فروش ميليونی زرگران كلمات! می‌گويند. برای يك نويسنده آگهی، افتخاری بالاتر از اين عنوان وجود ندارد. سخت‌ترين كار يك بازارياب، نوشتن يك آگهی خوب است. برای موفقيت در بازاريابی هميشه ابتدا به سراغ مشتريان بالقوه برويد، مشكلات آنها را بخوانيد يا بشنويد، مشكلات را بنويسيد و بررسی كنيد. آنها را آناليز كرده و گسترش دهيد. گاها مشتريان بالقوه در جملاتی كوتاه به بيان مشكلات می‌پردازند، اين جملات را تشخيص داده و خوب تجزيه و تحليل كنيد و آنها را در چند جمله گويا بنويسيد. بعضی مواقع امكان خواندن يا شنيدن مشكلات مشتريان برای شما وجود ندارد (در كشور ما چنين شرايطی حاكم است)، در اين شرايط بايد از قدرت تصور مغز خود كمك بگيريد. حتی می‌توانيد از افراد خانواده يا اقوام و آشنايان نيز كمك بگيريد. سپس اين مشكلات را با كارفرمای خود در ميان گذاشته و از او سوال كنيد: محصول توليدی، چگونه در رفع اين مشكلات به مشتريان بالقوه كمك خواهد كرد؟ جواب‌های او را ضبط يا يادداشت كنيد. اين جملات در نوشتن آگهی خوب خيلی به شما كمك خواهد كرد. اگر محصول توليدی قادر به مرتفع كردن همه مشكلات نيست با چند سوال در قالب سوالات خلاقيت، ذهن كارفرمای خود را به كار بگيريد. گاها اين سوالات شما، تاثير خوبی در كيفيت محصول خواهند داشت. كيفيت بالا تاثير مستقيمی در موفقيت كار شما خواهد گذاشت.

بازاريابی يعنی فروش محصول به كسی كه احتياج به آن دارد. تكنيكهائی در اين مقاله ياد خواهيد گرفت، از اين تكنيك‌ها هرگز برای فروش محصول به كسی كه احتياجی به آن ندارد، استفاده نكنيد. اگر چنين تلاشی بكنيد، آگهی شما


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:8  توسط دوست بازارياب شما!  | 

ابتدا اجازه دهيد به عرض شما برسانم كه هميشه در بازاريابی، اولويت اول با موتورهای جستجو است در مقاله قبلی گفتم كه كاربران اينترنت چيزهائی را كه خود پيدا می‌كنند بيشتر از چيزهائی كه ديگران برای او در نظر گرفته‌اند دوست دارند. برای اين منظور پيشنهاد می‌كنم ايبوك "يك يا دو هزار و يك" را دانلود و مطالعه كنيد و سپس به ديگر اقدامات لازم برای شناساندن سايت خود بپردازيد.

در اين مقاله قصد دارم شما را با بازاريابی از طريق ايميل آشنا كنم و روشهائی را با شما در ميان بگذارم تا با استفاده از اين روشها بتوانيد سايت خود را هر چه بيشتر شناسانده و سود و فروش خود را بالا و بالاتر ببريد.
هنوز هم سر حرف خودم هستم. از اين روشها برای فروختن اجناس بی‌كيفيت و همزمان با آن فروختن اعتبار خودتان استفاده نكنيد. با ياد گرفتن اين روشها شما قادر خواهيد شد هر جنسی را بفروشيد، پس چرا جنس بی‌كيفيت؟ پيشنهاد می‌كنم يك بار ديگر مقاله "شغل جديد آن‌لاين (يا غيرآن‌لاين) خود را انتخاب كنيد" را به صورت گذرا مطالعه كنيد. چرا بايد در اولين قدمهای خود اقدام به فروش محصولات بی‌كيفيت كنيد؟ بازارياب ضعيف توليد كننده خوب بودن، بهتر از بازارياب حرفه‌ای توليد‌‌‌‌‌‌‌‌كننده ضعيف بودن است.

تعهد بازاريابی را فراموش نكنيد: آيا دوست داريد اولين مشتری تبليغات شما، يكی از عزيزان شما باشد؟ اگر بازارياب خوبی هستيد، چرا از توليد كننده نمی‌خواهيد تا با توجه به نيازهای جامعه اقدام به توليد كند و سپس شما فروش آن محصول را بعهده بگيريد؟ آیا دوست داريد در آخر نوشته خود بنويسد: در كسب اعتبار فروشنده دقت لازم را بكنيد، اينجانب هيچ مسئوليتی را بعهده نمی‌گيرم. مگر شما سايت تبليغاتی هستيد؟ شما بازارياب يا بهتر بگويم فروشنده‌ايد و مسئول گفته‌های خود هستيد، حتی اگر قانون نيز نتواند شما را مواخذه بكند، وجدانتان خواهد كرد!

عذر كارفرمای خودتان را بخواهيد و دنبال شغل شرافت‌مندانه‌تری برويد. هيچوقت در قبال پول وجدانتان را پايمال نكنيد! آن چيز كه در اين جهان به وفور يافت می‌شود شغل است، فقط كافی است به تنبلی، نه! بگوييد. به همين سادگی! نگاهی به دور و بر خود بكنيد، آيا اگر همه افراد جامعه ما ارزش وجدان را می‌دانستند، سطح زندگی به اين اندازه در كشور ما پائين می‌آمد؟ درد مردم ما درد ماست، هيچوقت فقط خودتان را در نظر نگيريد، همه ما قادريم كاری بكنيم كه به مردم كشورمان پشت نكنيم اگرچه نتوانيم به آنها كمك كنيم. من عاشق اين مردمم شما نيز عاشق آنها باشيد. مطمئن باشيد اين عشق شما بی‌پاسخ نخواهد ماند.

فرق بازاريابی از طريق ايميل با اسپم: آيا آدرس‌های ايميل‌ را از كسی خريده‌ايد؟ آيا آنها را از كسی قرض گرفته‌ايد؟ آيا آنها را از اين سايت يا آن سايت كپی كرده‌ايد؟ اگر پاسخ شما ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 21:51  توسط دوست بازارياب شما!  |