در ابتدا اجازه دهيد از همه شما عزيزان تشكر كنم. بعد از انتشار اولين قسمت اين مقاله دوستان زيادی به وبلاگ سرزدند و مقالات آن را مطالعه كرده و با ارسال نظر يا ايميل مرا مورد لطف خود قرار دادند و ثابت كردند بهترين مردم دنيا هستند. زمانی كه قصد كردم به كشورم باز گردم و تجربيات خود را در كشورم به كار گرفته و حتی در يك وبلاگ اين تجربيات را با شما عزيزان به اشتراك بگذارم، توسط خيلیها سرزنش شدم. اما بعد از انتشار قسمت اول اين مقاله، شما جواب آنها را به خوبی داديد. درست ۴ ساعت بعد از انتشار مقاله سيل نظرات و ايميلها به وبلاگ و جعبه پستی من سرازير شد. خيلی هيجان زده شدم، شما نشان داديد، مردمی قدر شناس هستيد. آن كس كه خدمتی هر چند كوچك نسبت به شما انجام دهد، حمايت شما شامل حال او خواهد شد و شما تلافی زحمات او را خواهيد كرد. (چه ثروتی با ارزشتر از اين است؟) از نوشتن در وبلاگ قصد ديگری بجز خدمت به شما ندارم چون شما لايق بزرگترين خدمتها هستيد. در مقالات قبلی مطالب مقدماتی را برايتان نوشتم و در قسمت اول اين مقاله شروع به ارائه راهحلهای عملی كردم، نظرات صميمانه و گرم شما مرا اميدوار به ادامه راه انتخابی كرد. دوستان عزيز تشكر صميمانه مرا پذيرا باشيد! آرزوی قلبی من، پيشرفت كشور عزيزم، در همه عرصهها، مخصوصا اينترنت است! من عاشق نام عزيز كشورم و مردم شريف آنم!
در اين قسمت مطالبی را خواهم نوشت كه بيشتر به درد استفاده كنندگان از سايتهای تبليغاتی میخورد. اما اين دليل نمیشود كه مديران سايتهای تبليغاتی اقدام به مطالعه اين مقاله نكنند، در اين مقاله استانداردهايی ذكر شده است كه آنها با مد نظر قرار دادن اين استانداردها قادر به بهينه كردن سايت خود خواهند بود.
با سلام حضور خوانندگان گرامی، تصميم گرفتم در اين مقاله به بررسی سايتهای تبليغاتی بپردازم چون يكی از مهمترين فاكتورهای حضور فعال در اينترنت همين سايتها هستند.
حال اجازه دهيد خصوصيات سايتهای موفق تبليغاتی را تك تك ذكر كرده و نحوه بهينه و كاربردی كردن آنها را ذكر كنم. استانداردهای يك سايت تبليغاتی موفق بدين شرح است:
۱ - دادن اجازه رقابت به آگهی دهندگان: سايتهای تبليغاتی بايد سياستی اعمال كنند كه آگهی دهندگان بتوانند به راحتی با همديگر به رقابت بپردازند. برای تامين اين منظور بهتر است:
الف) صفحه اول سايت خود را به سه قسمت تقسيم كنند: در بالا آگهیهای ويژه عكسدار، در وسط آگهیهای ويژه متنی و در پائين صفحه، آگهیهای رايگان. بدين ترتيب آگهی دهندگان اجازه پيدا میكنند كه برای ديده شدن در صفحه اول باهم رقابت داشته باشند.
ب) محدود كردن تعداد آگهی توسط هر ايميل به دو عدد: بعضی از آگهی دهندگان با يك ايميل آدرس اقدام به درج چندين آگهی آن هم با عكس واحد میكنند، اگر ما محدوديت درج ۲ آگهی را در سايت اعمال كنيم آنها به جای درج چندين آگهی، مجبور میشوند چندين محصول خود را در يك يا دو آگهی قرار دهند، بدين ترتيب:
۱) ما به ديگر مشتريان كه فقط يك آگهی درج كردهاند، احترام گذاشته و از پايمال شدن حق ايشان توسط ديگران جلوگيری میكنيم.
۲) در صفحه اول سايت از تنوع آگهی بيشتری برخوردار میشويم، كه كيفيت صفحه اول سايت را بالا میبرد.
۳) وقتی يكی از مشتريانی كه چندين آگهی در سايت دارند، اقدام به بروزرسانی آگهیهای خود میكند، ديگر آگهیها به صفحه دوم و گاها سوم منتقل میشوند. اين باعث میشود بازديد از آن آگهیها پائين آمده و ما چندين مشتری بالقوه خود را از دست بدهيم. اگر محدوديت را اعمال كنيم يك مشتری باعث از دست رفتن چندين مشتری نخواهد شد!
مرد عاشق تملك است. زن عاقل نبايد اين عشق را ناديده بگيرد، در غيراينصورت خانواده (اصلیترين پايگاه زن) متلاشی خواهد شد. اجازه دهيد يك قالب برای تعيين لذتهای غريزی و لذتهای فكری تعريف كرده و بعد به ادامه مطلب بپردازيم.
اگر هدف هر شخص برايش كلّ فیالنفسه باشد، او دنبال لذت غريزی و فردی است.
اگر هدف هر شخص جزئی از كلّ بزگتری باشد، او دنبال لذت فكری و اجتماعی است.
مثلا اگر شما ثروت را هدف كلی خود بدانيد، ثروت برای شما لذتی غريزی و فردی است. اما اگر شما ثروت را لازمه سرمايهگذاری در يك پروژه توليدی و ايجاد شغل برای افراد جامعه و بدين ترتيب بهبود وضعيت جامعه بدانيد، ثروت برای شما لذت فكری و اجتماعی خواهد بود. يا اگر ثروت را لازمه امور خيريه (عام المنفعه) بدانيد، باز هم ثروت لذت فكری و اجتماعی شماست.
بعضی مواقع بايد اين منفعت اجتماعی مورد نظر ما، اختلال در كل بزرگتری را ايجاد نكند در غيراينصورت لذت فكری ما به همان لذت غريزی ميل خواهد كرد. مثلا صدام برای كسب ثروت بيشتر كه به هر حال موجب بهبود وضع اقتصادی كشورش میشد، كشورگشايی را در هدف خود قرار داده بود، اما اين هدف او
مدیریت انرژی:
برخلاف حیوانات که انرژی خود را فقط صرف لذتهای غریزی میکنند٬ انسان نوع دیگری از قابلیت لذت در جسم خود دارد و آن لذت فکری است. بعضی از حیوانات مثل میمون٬ بهره کمی نیز از لذت فکری دارند ولی کاملترین نوع لذت فکری٬ در انسان است و بس.
از آنجائیکه لذت در وجود انسان به دو قسمت تقسیم شده است٬ او همیشه و در هر شرایطی مجبور به مدیریت انرژی خود مابین این لذتهاست. ما در همه حال دنبال لذت هستیم. تعریف ما از لذتها به شرایط ما نیز بستگی دارد. در مثال قبل دیدیم که ما فقط زمانی دنبال لذت خوردن غذا هستیم که گرسنه باشیم٬ یعنی هیچ لذتی در دنیا مطلق نیست و با وضعیت جسمانی و نیازهای فرد ارتباط نزدیکی دارد. کسی که روی تخت بیمارستان در انتظار بهبودی است٬ قادر نیست فکر شرکت در کنسرت را بکند.
حس متضاد لذت٬ درد است. درد را گاها میتوان فقدان لذت نیز تعریف کرد (درد جدایی). در زندگی تا آنجائی که قادریم از درد دوری کرده و برای کسب لذت تلاش میکنیم. خوشبختی یعنی نبود درد و وفور لذت.