اين سايت بنويسيم: بمناسبت افتتاح سايت، تعداد محدودی از سیدیهای اين سايت با تخفيف بيست درصد فروخته خواهد شد، قبل از اتمام اين تعداد، اقدام به خريد كرده و از تخفيف آن برخوردار شويد.
حالا بايد اين متن را تبديل به متن تلگرافی كنيم: تخفيف افتتاحيه! تعداد محدود! امروز سفارش دهيد و از حراجی ۲۰% استفاده كنيد!
توجه داريد كه پاراگراف آخر (غيرتلگرافی) القاء حركت را در متن خود مستتر دارد. هنگام نوشتن آگهی هميشه پاراگراف آخر را به اين صورت و به تفصيل بنويسيد و سپس اقدام به تبديل آن به صورت تلگرافی بكنيد. هنگام تبديل به صورت تلگرافی در نظر داشته باشيد كه تبديل اين پاراگراف بايد زرگرانه باشد و شما نبايد طوری آن را تغيير دهيد كه القاء حركت در اين پاراگراف از بين برود. تجربه ثابت كرده است كه ارائه خدمات محدود بهتر از ارائه خدمات بلند مدت است. خدمات محدود هميشه القاء كننده حركت هستند. ولی اعمال محدوديت بايد در بازه زمانی مناسب باشد. مثلا ارائه خدمات يك روزه در اينترنت اصلا جالب نيست. خيلیها نخواهند توانست از اين خدمات استفاده كنند. تعيين محدوديت، يكی از تاكتيكهای مهم بازاريابی است و تجربه شما را پختهتر خواهد كرد. حالا دوباره به چند سايت تبليغاتی سر بزنيد. چند آگهی را انتخاب و پاراگراف آخر آنها را ارزيابی كنيد. آگهیهای خوب زيادی با پاراگراف آخر خوب به زبان فارسی نخواهيد يافت. آنها را روی يك صفحه بنويسيد و شروع به تمرين كنيد. آنها را اصلاح كنيد و بر تجربه خود بيافزاييد. برای حرفهای شدن در نوشتن پاراگراف آخر، تماشای تبليغات تلويزيونی بهترين منبع شماست و در تبليغات تلويزيونی بهترين منابع برای استفاده، كانالهای تلويزيونی تركيه هستند. تبليغات كانالهای ديگر كشورها و كشور ما نيز كمتر از تبليغات تركيه نيست، ولی قدرتمندترين تركيبهای القاء كننده حركت در تبليغات تركيه يافت و مورد استفاده قرار میگيرند. وقتی میخواهيد در يكی از شركتهای تركيه به عنوان يك بازارياب استخدام شويد، مديران شركت در ابتدا از شما سابقه كار يا مدارك دانشگاهی را سوال نمیكنند. از شما میپرسند: میخواهيم يك آگهی تلويزيونی برای فروش فلان محصول بدهيم، يك متن چهار سطری در اين مورد بنويس! اگر در متن نوشته شما القاء حركت با يك تركيب جديد از جملات احساس شود حتما شما را استخدام خواهند كرد، ولو اينكه مدرك دانشگاهی هم نداشته باشيد. القاء حركت مهمترين فاكتور در نوشتن آگهی است.
با همه اين تفاسير اگر آگهی شما عكس يا تيتر مناسب نداشته باشد. قادر به نماياندن قدرت شما در پاراگراف آخر نخواهد بود. پس اجازه بدهيد فاكتور اول يا همان جلب توجه را به تفصيل برايتان شرح دهم.
چگونه در آگهی از عكس و تيتر جالب توجه استفاده كنيم
در نوشتن تيتر آگهی و استفاده از عكس شما بايد توجه داشته باشيد كه فقط پنج ثانيه زمان برای جلب توجه مشتری هدفمند خود داريد. میگويم هدفمند چون اگر عكس آگهی شما نظر شخص ديگری را كه اصلا علاقهای به محصول شما ندارد، جلب كند، عكس خوبی نخواهد بود. اكثر آماتورهای بازاريابی، از عكس خانمها برای جلب توجه استفاده میكنند و بعد شروع به ناليدن در مورد عدم موفقيت آگهی خود میكنند. در استفاده از عكس دو فاكتور مهم وجود دارد:
۱ ـ عكس بايد تا حد ممكن ساده باشد.
۲ ـ عكس بايد در ارتباط با علايق مشتری بالقوه شما باشد.
بعضیها اكثرا از عكس محصولات خود برای عكس آگهی استفاده میكنند، كه اين نيز از اشتباهات دنيای بازاريابی است. برای آگهی يك دستگاه چاپ، چه چيز بهتر از عكسی كه چهار رنگ اصلی چاپ را نشان میدهد؟ برای آگهی محصولات آرايشی، چه چيز بهتر از عكس يك چشم آرايش شده است؟ عكس پالت آرايش بيشتر توجه علاقمندان نقاشی را جلب میكند تا خانمها! برای آگهی يك نرمكننده مو، عكس يك خانم با موهای بلند و از پشت سر بهتر از عكس همان خانم از نيمرخ يا روبرو است. عكس بايد بدون پرداختن به حاشيه، منظور ما را برساند. خودتان را جای مشتری بالقوه بگذاريد و به عكس انتخابی نگاه كنيد. آيا عكس به حد كافی رسا است؟ آيا عكس با علايق مشتری بالقوه شما در ارتباط است؟ اگر پاسخ شما به اين دو سوال مثبت است، پس میتوانيد از آن عكس در آگهی استفاده كنيد.
در نوشتن تيتر تا جای ممكن از حداقل كلمات استفاده كنيد. اگر میتوانيد، از تيترهای سوالی استفاده كنيد. ولی توجه داشته باشيد كه استفاده از تيترهای سوالی، در صورتی موفقيتآميز است كه جواب سوال بلی يا خير نباشد. به بعضی از تيترهای سوالی میتوان جواب بلی يا خير داد ولی دادن جواب بلی يا خير مستلزم تلاش زياد يا مبارزهای سرسختانه است. اين تيترها نيز جزء تيترهای خوب هستند.
تيترهای تضمينی توجه تعداد زيادی از افراد را جلب میكنند: آيا میخواهيد در ۱۰ ماه موهای خود را دوباره بدست آوريد؟ اين تيتر تضمين میكند كه شما با انجام دادن بعضی كارها و استفاده از بعضی محصولات، قادر خواهيد بود تا موهای ريخته خود را دوباره بدست آوريد. توجه داشته باشيد كه اين ضمانت نبايد ۱۲ ماه باشد چون دوازده ماه را بايد يكسال بنويسيد و يكسال، كمتر از دوازده ماه قابل احساس است. اگر واقعا محصول شما در ۱۲ ماه نتيجه خواهد داد، يك ماه هم به آن اضافه كنيد و آن را ۱۳ ماه بنويسيد. برای القاء حس نزديكی و نشان دادن آشنايی با فرهنگ مردم، میتوانيد تيتر را به صورت ۱ + ۱۲ ماه بنويسيد. اين طوری هم ۱۲ ماه را در تيتر اشاره میكنيد و هم نشان میدهيد كه شما نيز مثل خواننده، عدد ۱۳ را عدد نحس میدانيد و آن را به اين شكل نشان میدهيد. استفاده از اعداد در تيتر آگهی تاثير خوبی در خواننده دارد و دقت شما را نيز نشان میدهد. در قسمتهای بعدی اين مقاله اين نكات را بيشتر و بيشتر بررسی خواهيم كرد.
تيترهای هشدار نيز از لحاظ جلب توجه، تيترهای خوبی هستند. آيا شما نيز در نوشتن آگهی اين اشتباهات را انجام میدهيد؟ اين تيتر به خواننده القاء میكند كه در متن آگهی، اشتباهاتی ذكر شده است كه اكثر نويسندگان آگهی مرتكب آن میشوند. توجه داريد كه تيترهای خوب، در عين حال كه توجه مشتری بالقوه را جلب میكند، ما را از نوشتن پاراگراف (ترغيب كننده) نيز بینياز میكند. اين تيتر چنان هشدار دهنده است كه بازديدكننده حتی در ضيق وقت نيز متن را تا آخر مطالعه خواهد كرد! تيترهای خوب اغلب خواننده را دعوت به يك جور مبارزه میكند. در نوشتن تيتر حتما از كلمات شما، جديد و چگونه استفاده كنيد. اين سه كلمه تاثيری شگرف در خواننده دارند. انسانها اغلب دنبال راهی هستند تا زندگی خود را بهبود ببخشند. شما وقتی خود را ملزم به استفاده از كلمه "شما" میكنيد، خود را در شرايطی قرار میدهيد كه مجبور هستيد، راهی برای بهبود زندگی خواننده نشان دهيد. هميشه لازم نيست از اين كلمات به صورت آشكار استفاده كنيد. میتوانيد تيتر را طوری بنويسيد كه اين كلمات در متن تيتر مستتر باشند. در تيتر اول فعل "میخواهيد" اشارهای مستتر به كلمه "شما" دارد. با كمی دقت در همان تيتر متوجه میشويم كه اين تيتر اشاره به محصولی "جديد" دارد. با كمی توجه بيشتر متوجه میشويم كه متن اين آگهی ارتباطی با "آرزوهای" مشتری بالقوه دارد. با كمی توجه بيشتر متوجه میشويم كه متن اين آگهی میخواهد "چگونگی" رسيدن به آرزو را نشان دهد. هميشه چنين تيترهائی بنويسيد. در نوشتن آگهی از كلمات من و ما استفاده نكنيد "ما بهترين محصول را توليد كردهايم" يك تيتر بسيار بد است و میتواند آبروی توليد كننده محصول را ببرد. در نوشتن آگهی از بزرگنمائی بپرهيزيد. اگر محصول شما در شش ماه مشكلی را حل میكند، ادعا نكنيد كه افرادی در سه ماه به خواسته خود رسيدهاند. بازارياب صداقت خود باشيد! هيچ وقت يك آگهی را در يك بار و در زمانی كم ننويسيد. چندين بار آگهی را خواننده و پاك نويس كنيد. ميزان زمانی كه شما صرف نوشتن يك آگهی میكنيد، ارتباط با كيفيت و موفقيت آن دارد. شما كه نمیخواهيد يك آگهی بیكيفيت بنويسيد. در يك پروژه نام گذاری يك كتاب حدود بيست و سه روز بدون وقفه چندين بازارياب مشغول مطالعه كتاب و بازی با كلمات برای يافتن بهترين تركيب نام كتاب بودند! زمان بزرگترين سرمايه يك بازارياب است. سرمايه زياد نيز سود زيادی به همراه دارد، تا حد معقول سرمايه خود را افزايش دهيد.
تيترهای روانی: تمايلات روانی مشتريان بالقوه را در تيتر آگهی هدف قرار دهيد. مثلا همه ما دوست داريم، طوری باشيم كه حس حسادت و غبطه دوستانمان را برانگيزيم. از اين تمايل در نوشتن تيتر استفاده كنيد. مثلا: آيا میخواهيد طوری انگليسی صحبت كنيد كه حتی معلم زبانتان نيز حسادتتان را بكند؟ يك تيتر خوب برای فروش سیدی آموزش زبان يا تبليغات يك آموزشگاه زبان. البته اگر سايت تبليغاتی، محدوديت حروف را، در نوشتن تيتر اعمال كرده است، میتوانيد اين تيتر را با تفكر، تلگرافی نوشتن كوتاه و جذابتر بكنيد. مثلا: انگليسی صحبت كنيد و حسادت معلم زبانتان را برانگيزيد! اگر محدوديت باز هم بيشتر از اين بود: در مكالمه زبان بهتر از معلم زبان خود باشيد! به خاطر محدوديت زياد ما در اين تيتر حس حسادت برانگيزی را مستتر كرديم.
تيترهای كلمات مصطلح: در نوشتن تيتر خلاقيت خود را به كار بگيريد و تركيبها و اصطلاحات جديدی را به كار بگيريد. میتوانيد از اصطلاحاتی استفاده كنيد كه مردم در مكالمات روزمره استفاده میكنند اما در متون نوشتاری چنين كلماتی يافت نمیشوند. مثلا: آيا در حال تبديل شدن به يك فرد شكمگنده هستيد؟ يك تيتر خوب برای تبليغ محصولات كوچك كننده شكم. اين تيتر در عين حال كه يك تيتر هشدار است، اصطلاح شكمگنده را نيز كه در مكالمات مردم وجود دارد، در خود دارد. استفاده از كلمات مكالمات روزمره، حس نزديكی خواننده با نويسنده را القاء میكند. اين اصطلاح به خواننده القاء میكند كه شما دقيقا متوجه درد او شدهايد و خيلی صميمانه میخواهيد در مورد خواستههای او صحبت بكنيد.
درست است كه قول داده بودم مقالات را به صورت كوتاه بنويسم. ولی هميشه در نوشتن مقاله، جنبه عملی را در نظر داشتهام. امروز خواستم لااقل نوشتن پاراگراف آخر و تيتر را به صورت كامل برايتان شرح دهم. ولی هر چقدر تلاش كردم، نتوانستم كوتاهتر از اين بنويسم. اين مقاله را در حالی به اتمام میرسانم كه دوست داشتم چند سطری بيشتر از اين، در نوشتن تيتر قلم فرسائی كنم. قسمت بعدی را باز هم با پاراگرافهائی در مورد نوشتن تيتر ادامه خواهم داد. موفق و سربلند باشيد.